السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

33

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

از اين روايت روشن مىشود كه خليفه دوم ، با نقشه‌اى كه براى زمان بعد از خود كشيده بود ، مىدانست كه خويشاوند سعيد اموى ، يعنى عثمان ، به خلافت خواهد رسيد . اضافه بر اين ، از جريانات زير معلوم مىشود كه خليفهء دوم در نظر داشت بعد از عثمان ، عبد الرّحمن بن عوف و پس از او معاويه به حكومت برسند . دليل اين مطلب آن است كه در سال « عام الرّعاف » عثمان به بيمارى خون‌دماغ مبتلا گرديد و مشرف به مرگ شد . پنهانى ، در نامه‌اى ، عبد الرّحمن بن عوف را براى خلافت پس از خود ، تعيين كرد . عبد الرّحمن بسيار ناراحت شد و گفت : من او را آشكارا خليفه كردم . ولى او پنهانى خلافت مرا مىنويسد « 1 » . بدين سبب بين آن دو ، دشمنى شديد ، ايجاد شد . و نفرين حضرت امير ( ع ) دربارهء آنها مستجاب گرديد كه فرموده بود : خداوند ، بين شما اختلاف بيندازد « 2 » . عثمان از آن بيمارى شفا يافت و عبد الرّحمن در زمان خلافت عثمان وفات كرد « 3 » . و امير المؤمنين ( ع ) ، نيز در همان روز كه عبد الرّحمن بن عوف با عثمان

--> ( 1 ) . سير اعلام النبلاء و تاريخ ابن عساكر ، ذيل بيوگرافى عبد الرّحمان بن عوف . ( 2 ) . قال على ( ع ) : « دقّ اللّه بينكما عطر منشّم » . - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 188 ، خطبهء 3 ؛ 9 / 55 ، خطبهء 139 . اين جمله مثلى بود كه در زمان جاهليت ، هنگامى كه قبائل عرب مىخواستند با يكديگر بجنگند عطر زنى را بنام ( منشّم ) استعمال مىكردند و به جنگ مىپرداختند تا جائى كه اين امر ضرب المثلى شد براى وسيله جنگ افروزى بين قبائل عرب . ( 3 ) . براى آشنايى بيشتر با دامنهء خصومت ميان عثمان و عبد الرّحمن بن عوف بنگريد به : انساب الاشراف بلاذرى ، ق 4 / 1 / 546 - 547 ، چاپ بيروت ، 1400 ه .